استفاده از واژه "بهار عربي" براي نامگذاري تحولات اخير منطقه كه بهواقع شايسته نام "بيداري اسلامي" است، كمي تاملبرانگيز است و بايد ديد چه كساني و با چه هدفي اين نام را انتخاب كردهاند و آيا درست است ما كه سرچشمه و انتهاي اين راه را ميدانيم هم، از همين واژه استفاده كنيم؟
واقعيت اين است كه اين واژه، ترجمه ناشيانه يا عامدانه "Arab spring" است، بهمعناي "فنر عرب" و به مفهوم جهش و واکنش و قیام و انقلاب عرب است، نه "بهار عربي"!
اگر بخواهيم خوشبينانه نگاه كنيم، بايد بگوييم اين نامگذاري از طرف خود كشورهاي 5گانه در حال تحول است و در عين حال يك اشتباه است و نشانه محدوديت نظر، اما اگر بخواهيم واقعبينانه نگاه كنيم، بايد بگوييم اين اتفاق از سوي قدرتهاي استعماري و بهمنظور مقابله نرم با اين انقلابها و بيداريها صورت گرفته است؛ زيرا فرق است بين بيداري و بهار! وقتی بیداری صورت میپذیرد، همه ارزشها به صورت دائمي نهادينه ميشود و بصیرت ايجاد شده، چشم انسان را بهواقعیتها بینا میكند و حرکت و هدایت رخ ميدهد، درحالیکه بهار زودگذر است و درواقع با اين نامگذاري، بیداری اسلامی که یک کل است، در یک جزء خلاصه ميشود. خطاي بزرگتر در اين اتفاق، تبدیل واژه «اسلامی» به «عربی» است كه باعث ميشود دايره اين انقلابها، محصور و محدود به يك قوميت و نژاد خاص شود و وجهه و خواستگاه اسلامي آن مخفي و مهجور بماند، درحاليكه همه ميدانيم بزرگترين آفت براي ضربهزدن به اين تحولات و نابود كردن آنها، همين نژادگراييهاست و متاسفانه در برخي كشورهاي عرب زبان تاحدودي وجود دارد و دشمن هم از همين نقطه ضعف براي ضربه زدن به اين بيداري اسلامي استفاده كرده است.
مردم كشورهاي منطقه كه با پايبندي به ارزشها و براي از بين بردن دولتهاي ظالم و مستبد و وابسته به غرب و استقرار نظام اسلامي با تمام توان و تلاش، به ميدان آمدهاند، بايد هوشيار باشند تا در دام خواستههاي دشمنان نيفتند. البته اين توطئه با توصيهها و پيامهاي امام خامنهاي و برگزاري كنفرانس بيداري اسلامي در تهران تقريبا ناكام ماند، اما هوشياري هميشه لازم است.
انعكاس در رجانيوز و نداي انقلاب




